قطعه صوتی و تحسین برانگیزی از علامه محمد تقی جعفری
جهانی کردن نام حضرت زهرا(س) بهترین راه تبلیغ اسلام/ امروز باید اسلام را با حضرت زهرا(س) به جهانیان معرفی کنیم
پناهیان: امروز ما در جهانی زندگی میکنیم که به دلائل مختلف احترام به زن مد است. امروز مکتبی در جهان میتواند حرف اول را بزند که به این اقتضا زمانه پاسخ مناسب بدهد. اگر اسلام میخواهد جهانگیر شود و مقدمات ظهور موعود را فراهم کند، باید در فرهنگ و تمدن امروز جهان دربارۀ زن سخن شنیدنی داشته باشد. بهترین کار در پاسخ به طرح موضوع زن در فرهنگ جهان، مطرح کردن شخص حضرت زهرای اطهر(س) است.
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان که شب گذشته به مناسبت جشن میلاد حضرت فاطمه(س) در حرم حضرت معصومه(س) سخنرانی میکرد، با اشاره به اینکه اساساً تمام حقایق دین اسلام را از طریق معرفی حضرت زهرا(س) با سهولت و سرعت بیشتری میتوان معرفی کرد،گفت: «امروز باید اسلام را با حضرت زهرا(س) به جهانیان معرفی کنیم. کسانی که اهل دقت در دانش تبلیغ دین هستند میدانند چه ظرفیت عظیمی و چه برکت و خیر کثیری در نام حضرت زهرا(س) وجود دارد.»
پناهیان با پیشنهاد «اهدای جوایز بین المللی حضرت زهرا(س)» گفت: دستگاههای فرهنگی بررسی کنند چه جوائزی به نام حضرت زهرای اطهر(س) به صورت بین المللی باید اهدا بشود؟ جمعی از هنرمندان میتوانند بررسی کنند که چه نمادهایی از حضرت زهرا(س) باید در جهان معرفی شود؟ داستانها و رمانهایی که نقش ویژۀ حضرت زهرا(س) را در زندگی مومنان بیان میکند باید نوشته شود. چه ترجمهها و چه فعالیتهای گستردهای در اینترنت البته با سلیقه و مدبرانه و هنرمندانه باید صورت بگیرد. روی همۀ اینها باید کار کنیم. این همه فعالیتهای فرهنگی در کشور ما صورت میگیرد، اما گاهی از اوقات به اولویتها نمیپردازیم.
علیرضا پناهیان با بیان اینکه تقریباً تمام انسانها ـ اعم از مسیحی و غیر مسیحی ـ حضرت مریم را به دلیل تلاشهای قدرتهای مسیحی میشناسند، به ناشناخته بودن حضرت زهرا(س) در جهان اشاره کرده و گفت: «ما هم بر اساس آموزههای دینی به حضرت مریم احترام میگذاریم. ولی میدانیم که حضرت زهرای اطهر(س) برای مردم عالم حرف بیشتری برای گفتن دارند؛ زندگی و شخصیت ایشان حقایق بیشتری را برای مردم عالم تبیین میکند.»
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه حضرت زهرای اطهر(س) بالاترین ظرفیت تبلیغ اسلام درجهان امروز است و بدون نام حضرت زهرا(س) امکان نفوذ در فرهنگ بینالملل دشوار است، گفت: آدمهای بیدین و ضد دین در دنیا فراوان هستند. دل اینها را چگونه باید نرم کرد و با حقایق اسلام آشنا کرد؟ هیچ چیز مانند معرفی فاطمۀ زهرا(س) نمیتواند این کار را انجام دهد.
مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها با بیان اینکه ظرفیت تبلیغی حضرت زهرا(س) جایگزین ندارد، گفت: قابل توصیف نیست که اگر ما اسلام خودمان را با فاطمه زهرا(س) به جهان معرفی کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد. امروز همۀ مردم جهان میدانند که چقدر زن در عالم بیحرمت شده است. یک دفعهای شما میگویید: ما در دین خودمان زنی به نام فاطمه زهرا(س) داریم که برای او اینچنین احترام قائل هستیم. ببین چه میکند در دلها!
مشروح سخنرانی در ادامه مطالب
بعضی ها گفته اند که باید احتمال تاثیر وجود داشته باشد. من می گویم احتمال تاثیر همه جا قطعی است
"بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن دهی هر چند که تو را به مقصودت برساند ، زیرا نمی توانی در برابر آنچه از شخصیتت در این راه از دست می دهی جایگزینی به دست آوری
نامه ی 31 نهج ابلاغه " که امیر مومنین علی (ع) در وصیتنامه تربیتی خود به فرزندش امام حسن (ع)
۱. دستورالعمل اول
بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420
2. دستور العمل دوم
مشهد ربیع الثانی 1420.
بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.
3. دستور العمل سوم
بسمه تعالی
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة
4. دستور العمل چهارم
الأقل محمد تقی البهج
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله وحده، و الصلاة علی سید انبیائه و علی آله الطیبین، و اللعن أعدائهم اجمعین.
جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:
1. نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ ناشناسها و همدیگر را نصیحت نمی کنند.
2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).
آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن نشد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.
3. همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »
4. کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.
5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
« جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »
6. از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. )
عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل.
بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.
محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.
از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.
« و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت، و إلیه انیب ».
و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی
أعدائهم أجمعین »
17 ربیع المولود 1419
5. دستور العمل پنجم
بسمه تعالی
کسی که به خالق و مخلوق، متیقن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء صلوات الله علیهم، جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نماید، و در عبادات، «قلب» را از غیر خدا، خالی نماید، و فارق القلب، نماز را که همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که را امام، مخالف خود می داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق می داند با او موافق، [و] لعن نماید ملعون او را، و ترحم نماید بر مرحوم او و لو علی سبیل الاجمالی؛ هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وِزر و بالی را واجد نخواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
العبد محمد تقی البهجة
6. دستور العمل ششم
العبد محمد تقی البهجه
بسمه تعالی
هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »
و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.
والله الموفق
العبد محمد تقی البهجة
7. دستور العمل هفتم
بسمه تعالی
من کلام علی علیه السلام:
« إعلم أن کل شیء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چیزی از عمل تو تابع نماز توست »؛
علیکم بالمحافظة علی الصلوات الخمس فی اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل إلیه تعالی فیها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالی: بر شما باد به محافظت بر نمازهای پنج گانه در اولین وقتهای آنها؛ و بر شما باد به روی نمودن و توجّه با تمام وجود بسوی خدای تعالی؛ { در این صورت } سعادت را از دست نخواهید داد إن شاء الله تعالی.
وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرین صلوات علیهم أجمعین.
8. دستور العمل هشتم
بسمه تعالی
جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که « بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.
تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.
بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.
بعضی « التماس دعا » دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید! »
دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این طور نباشد:
پی مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم.
آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
9. دستور العمل نهم
بسمه تعالی
آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سؤال می شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده اید، عمل کرده اید، یا نه؟
آیا می دانید که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید. »؟
آیا اگر عمل به معلومات - اختیاراً ـ ننماید، شایسته است توقع زیادتی معلومات؟
آیا باید دعوت به حق، از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده: « با اعمال خودتان، دعوت به حق بنماید »؟
آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم، یا آنکه یاد بگیریم؟
آیا جواب این سؤالها از قرآن کریم:
( والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم یعلم » و « من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم »، [ روشن نمی شود؟]
خداوند توفیق مرحمت فرماید که آنچه را می دانیم، زیر پا نگذاریم و در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط نمائیم تا معلوم شود.
نباشیم از آنها که گفته اند:
پی مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
نشستند و گفتند و برخاستند
وما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت و إلیه انیب.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة
مشهد مقدس
یکشنبه 1375 هـ.ش.
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ.ق.
10. دستور العمل دهم
بسمه تعالی
همه می دانیم که رضای خداوند اجّل، با آنکه غنی بالذات [است] و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد، در این است [ که]:
بندگان، همیشه در مقام تقرب به او باشند، پس می دانیم که برای حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به یاد او و ادامه یاد او دارد.
پس می دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشیم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهیم بود؛ و فرق بین ما و سلمان سلام الله علیه، در درجه طاعت و یاد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه می دانیم که اعمالی در دنیا محل ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم؛ که آنها هر کدام مورد رضای خداست، ایضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس باید بدانیم که هدف باید این باشد که تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت، باید باشد، تا به آخرین درجه قرب مستعد خودمان برسیم، و گرنه بعد از آنکه دیدیم بعضی، به مقامات عالیه رسیدند و ما بی جهت، عقب ماندیم، پشیمان خواهیم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغیر رضاه بمحمد و آله صلوات الله علیهم اجمعین.
الأقل محمد تقی بهجة
مشهد مقدس
چهارشنبه 1375 هـ ش
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ ق
11. دستور العمل یازدهم
بسمه تعالی
الحمدلله وحده و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله سادة الأوصیاء الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم من الأولین و الآخرین.
و بعد، مخفی نیست بر اولی الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتیاج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إلیه الحرکه و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوی مقصد می باشند.
فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختیم و از نظم متحرکات، حسن تدبیر و حکمت محرّک را دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترین شهید باشد؛ و وای به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب این حرکات، جاهل می گوید: « ای کاش خلق نمی شدم »، عالم می گوید: « کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمایم و باز بر گردم و حرکت نمایم و شهید حق بشوم ».
مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع.
خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون اینکه با سلاح اطاعت خدای قادر باشیم، قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست، مگر برای خداییان، و ضعفی نیست مگر برای غیر آنها.
حال اگر در این مرحله، صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن این صفات و احوال، بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعی باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنیم، کافی است در سعادت اتصال به رضای مبدأ اعلی:
« أفضل زاد الراحل إلیک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربیع الاول 1417 ه. ق.
اَلصَّدَقَةُ عَلى وَجهِها وَاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَينِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً وَتَزيدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِ عَ السُّوءِ؛
صدقه بجا و نيكوكارىو نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبديل و عمر را زياد و از پيشامدهاى بد جلوگيرى مىكند
این پست را به مناسبت سال تولید ملی گذاشتم:
اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبى بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم، دچار ماديگرائى شديم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافيگرى يواش يواش از قبح افتاد. وقتى ما اينجور شديم، اين سرريز ميشود به مردم. ميل به اشرافيگرى، ميل به تجمل، ميل به جمع ثروت و استفادهى از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبيعى در خيلى از انسانها هست. وقتى ما خودمان را رها كرديم، ول كرديم، دچار شديم، اين سرريز ميشود به مردم؛ در مردم هم اين مسئله پيدا ميشود.
ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرفزدگى هستيم. من بارها اين را عرض كردهام، باز هم عرض ميكنم؛ اين خطر است در راه ما. مصرفزدگى را بايد كم كنيم، حرص به متاع و كالاى دنيا را بايد كم كنيم. تا يك شايعهاى درست ميشود كه فلان چيز كم است، مردم هجوم مىآورند براى اينكه بيشتر آن را جمع كنند، كه نبادا دچار كمبود آن شوند؛ در حالى كه آن شىء ممكن است جزو چيزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس كم هم نيست، همين هجوم مردم آن را كم ميكند. ما به اين مسئله توجه نميكنيم. اين يكى از ضعفهاى ماست؛ ما اين ضعف را بايد برطرف كنيم
از آنجا كه چشم انداز تصويري آرماني و قابل تحقق از ايران آينده است که در سايه خواست و باور ملي محقق مي شود و با توجه به غفلت مسوولين و دستندركاران در اين زمينه لذا به نظر ميرسد يكي از اولويتهاي نهادهاي فرهنگي ترويج و بسط چشم انداز در حوزه هاي مختلف و با زبانهاي متفاوت است. كه از يك طرف اعتماد به نفس عمومي را بالا ميبرد و از طرف ديگرشاخص هاي اميد به آينده را در سطح جامعه افزايش ميدهد....فتامل
- بيانات رهبر معظم انقلاب در خصوص چشم انداز،در ديدار جوانان، اساتيد، معلمان و دانشجويان دانشگاههاى:
ملت ايران بهعنوان يک ملت و يک مجموعه، تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي فرصت و مهلت اين را نيافت که براي خود چشماندازي تعريف کند؛ آن چشمانداز را انتخاب کند؛ براي آن چشمانداز برنامهريزي کند و به سوي آن چشمانداز حرکت کند. تا چشمانداز را براي خود تعريف نکنيم، هيچ کار درستي صورت نخواهد گرفت - همهاش روزمرّگي است - بعد از آن که تعريف کرديم، اگر برنامهريزي نکنيم، کارِ بيبرنامه به سامان نخواهد رسيد. بعد از آنکه برنامهريزي کرديم، اگر همت نکنيم، حرکت نکنيم، ذهن و عضلات و جسم خود را به تعب نيندازيم و راه نيفتيم، به مقصد نخواهيم رسيد؛ اينها لازم است
- بيانات رهبر معظم انقلاب در خصوص چشم انداز،در ديدار اعضاى بسيج و پرسنل اداره كل اطلاعات استان همدان:
اين چشمانداز بيستساله اي که به عنوان سند ملي و تاريخي براي کشور ما تنظيم شده، توصيه ميکنم شما جوانها آن را بگيريد و بخوانيد. اين چشمانداز با نظر کارشناسانِ مسائل اقتصادي، سياسي و اجتماعي تنظيم شده و دستيافتني است؛ ميشود به اين چشمانداز رسيد. اگر اين چشمانداز تحقق پيدا کند، بخش مهمي از خواستههاي ما - همينهايي که گفتم - تحقق پيدا کرده است؛ اما تلاش و کار ميخواهد.
- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خصوص چشم انداز،در اجتماع بزرگ مردم همدان:
اميد به بهبود اوضاع و اصلاح حقيقى در اين كشور از گذشته بيشتر است. در يك سال گذشته سند چشمانداز بيست سالهى كشور تنظيم شده است؛ سندهاى استانىِ هر استان جداگانه تنظيم شده است؛ برنامهى چهارم مورد توجه و دقت همهجانبه قرار گرفته است؛ مجلس هفتم آمادگى خود را براى حركت به سمت سازندگى كشور اعلام كرده است؛ بنابراين اميدها براى رفع اشكالات، از گذشته بيشتر است. بايد ببينيم راه رسيدن به اين آينده چيست.
- بيانات رهبر معظم انقلاب در خصوص چشم انداز،در ديدار نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراى اسلامي:
اگر همه اركان كشور و دستگاهها به وظايف مشخص شده در چشمانداز بیست ساله عمل كنند، ايران ظرف 20 سال به نقطه اوج خواهد رسيد.
- بيانات رهبر معظم انقلاب در خصوص چشم انداز،در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران:
البته مجلس هفتم يك خصوصيت اضافه هم دارد و آن اين است كه اولين قدم دوره اى به سمت چشمانداز بيستساله را بايد بردارد. چشمانداز بيستساله اى كه تصويب و به دستگاهها ابلاغ شده است - كه حقيقتاً جادهى بسيار مستحكمى به سمت يك آيندهى روشن، زير پاى ملت و مسؤولان باز مىكند - اولين دورهى چهار ساله به سمت آن چشمانداز، بهوسيلهى اين مجلس بايد طى شود و اولين حركت را اين نمايندگان بايد انجام دهند، كه اهميت دارد.
- بيانات رهبر معظم انقلاب در خصوص چشم انداز ،در ديدار وزير کشور و استانداران:
بايد به گونه اي عمل کرد که تلاش براي تحقق چشم انداز 20 ساله کشور، به يک حرکت نهادينه در همه استانها ، تبديل شود تحقق اين چشم انداز بسيار روشن ، نيازمند حرکت و تلاش هماهنگ تمام مسئولان کشور است و استانداران در اين زمينه وظيفه اي جدي بر عهده دارند.
- بيانات رهبر معظم انقلاب در خصوص چشم انداز،در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران
آنچه اين جرأت را به مسؤولان كشور داد تا بتوانند چشمانداز بيستسالهاى را تنظيم و اين آينده را ترسيم كنند، اين بود كه بحمدالله زيربناهاى پيشرفت كشور آماده شده است. تلاشهايى كه دولتها بهخصوص در ده دوازده سال اخير كردند، توانسته است كشور را در وضعيتى قرار دهد كه بتواند روى اين زيرساختها يك بناى مطلوب را بهوجود آورد.
ای کـــــــــــاش که یــــــک دانـــــــــه تســبیح تــــــــو بــــــــــودم
تــــــــــا دســــــت کشـــــــی بــــــــــر ســـــر ســـــــودا زده مـــن
![]()
چراغ ٬ حکمت شب را از بین میبرد
و به بیانی دیگر
چراغ ٬ عطر شب را می پراند
به دنبال درج مطلبی تحت عنوان«پاسخ علی مطهری به سخنان پناهیان» در خبرآنلاین، حجت الاسلام والمسلمین پناهیان پاسخی ارسال کرده است.
متن کامل این پاسخ را می خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای علی مطهری سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
از آنجا که شما در مرقومۀ خود مطالبی را به بنده نسبت دادهاید که صحیح نبوده، و ضمن آن برخی از دیدگاههای خود دربارۀ ولایت فقیه را که قابل نقد میباشد بیان فرمودهاید، به این وسیلۀ نکاتی را در پاسخ به فرمایشات جنابعالی متعرض میشوم. این نامه نه برای اهمیت داشتن رفع اتهام، که به دلیل امکان سوءاستفاده از مطالب شما و شبهاتی که مطرح فرمودهاید و اهمیت دیگر مطالبی که ظاهراً به سرعت و طبیعتاً توأم با بیدقتی از جانب شما بیان شده، نگاشته میشود.
روزهايي كه گناه ميكرديم نميدانستيم داريم چه گره كوري به آرزوهايمان ميزنيم . . .
صوت سخنان تحسین برانگیز مقام معظم رهبری در نماز جمعه
پ ن۱: بگذریم ازینکه همچنان دلمان از صدا و سیما خون است...!!!واقعا زیرنویس کردن یک متن عربی چقدر مشکل است ؟؟؟
پ ن ۲: از سایت لیدر دات آی آر هم بسیار متشکرم که بعداز گذشت بیش از ۷ ساعت خبر حضور مقام معظم رهبری را منتشر کرد!!!
روزی بهلول از کوچه ای می گذشت.
کودکانی را دید که مشغول بازی هستند؛ ولی یکی از آنها ایستاده است و بازی نمی کند.
بهلول به او گفت:
- می خواهی وسیله بازی برای تو بیاورم ، تا تو با کودکان دیگر به بازی بپردازی؟
کودک پاسخ داد:
- خداوند ما را برای بازی کردن نیافریده است!
بهلول پرسید:
- پس ما برای چه هدفی آفریده شده ایم؟
کودک گفت:
- برای عبادت پروردگار. چنانچه خدا در قرآن می فرماید:
" افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون "
یعنی آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازنمی گردید؟!
بهلول گفت:
- شما هنوز کوچک هستید و به سن بلوغ نرسیده اید.
کودک با کلامی دلنشین پاسخ داد:
- مادرم را دیدم که می خواست آتش روشن کند.
هیزمهای کوچک را در اجاق گذاشت و آتش زد،
سپس هیزم های بزرگ را روی آنها گذاشت تا آتش بگیرند!
بهلول از بسیاری دانایی کودک در حیرت بود، پرسید:
- نام تو چیست؟
و پاسخ شنید:
- حسن عسگری (ع)
بيشترين عفو و بخشش كريم وقتى است كه خطاكار نتواند براى خطاى خود عذرى بياورد .
الهی انت الکریم و انا المذنب
من البته چون به بعضی از جاها و به بعضی از آدمها سوءظنهایی دارم که دیر زایل میشود، میگویم لابد تعمدی در کار است. بعضی تعمد دارند برای اینکه ذهن و اعصاب مردم را خراب کنند. خب؛ شما در خانهتان نشستهاید. اگر بچه همسایه بنای گریه کردن بگذارد، اعصابتان ناراحت میشود. این، امری طبیعی است. لازم نیست بچه خود آدم باشد. تلویزیون هم مثل بچه همسایه است. اعصاب انسان را با دعوا، تشنّج و گریه بیخودی خراب میکند. بیایید واقعاً برنامهریزی کنید. هم در کارهای صدا و قصههای شب و بقیه برنامههایش و هم در کارهای سیمایی. این یک کار اساسی است. این حفظ سلامت اعصاب مردم است. اعصاب آشفته، در محیط کار، در محل کسب، در خیابان و پشت ترافیک، همه جا خودش را نشان خواهد داد. مسأله آرامش بخشی به ذهن مردم، یک بخش عمدهاش مربوط به صدا و سیما و فیلمها و نمایشنامههاست که هنوز تأمین نشده است.»
به بهانه تقدیر از مسوولین صدا و سیما در راستای پخش سریالهای«سقوط یک فرشته»، «سیامین روز» ، «از یادرفته» ، «سراب» ، «ستایش» ، «فرات» ، «پنجره» ، «شیدایی» و «تــــا ثــــــریـــــا»!!!!
پ ن: البته نادیده نباید گرفت این نکته را که به موضوع ربا باید بیشتر و بیشتر پرداخت
......................................بقیه در ادامه مطالب
خودمان داریم می رویم
با سرعت هرچه تمام تر!!!!!
«اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد.
پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفكند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن به فرزندش است.»
چرا
ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نيستيم؛ ما در شرائط بدر و خيبريم
برای بصیرت یابی در مورد این سه واقعه به ادامه مطالب روید
۲- انجام كارهای ماندگار و پایدار
۳-عام المنفعه بودن
۴- توجه به محتوا در نمادهای فرهنگی
۵- دقت در هزینه كردن بیت المال
۶- ترویج نماز و ازدواج، اولویت كارهای فرهنگی
۷- اخلاص در كارهای فرهنگی
۸- حركت به سمت جلو، نه بازگشت به عقب
................................................مشروح سخنرانی پرمحتوا و جذاب ایشان را در ادامه مطالب بخوانید
برچسبها: قرائتی, کارفرهنگی, سخنرانی
به هریك از شما بگویند برای جد هفتم شما در قرن چهارم میخواهیم سالگرد بگیریم. می گویید برو دنبال كارت حوصله داری! جد هفتم من در قرن چهارم! خُلی! یعنی ما برای نیاكان خودمان حاضر نیستیم فاتحه بگیریم، ولی برای امام حسین خرج میدهیم. این رازش چیست؟ خدا در قرآن قول داده و گفته: آن كسی كه مخلص باشد مهرش در دل مینشیند. كاری كه می كنید سعی كنید صد در صد از خدا بخواهید نیتتان خدمت به خلق باشد. حالا ایشان به ما رو انداخته، ایشان رشوه داده، ایشان تلفن كرده، ایشان همسایه ما است. ایشان مادرش چیه، این ملاحظات را نكنید. اگر حق است سریع انجام دهید، ولو او را نمیشناسید. اگر باطل هم هست انجام ندهید ولو او را میشناسید. حق و باطل باشد.
حجه الاسلام قرائتی
کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است
آنچه در این پست می خوانید بخشی هایی از گفتگوهای “من و شما” با خداست:
همان خدا، همان خدای فراموش شده ای که به گاه بی کسی و درماندگی
سراغش را می گیریم … همان که هیچگاه ما را از یاد نمی*برد . . .
گفتم: خسته*ام
گفت: “لاتقنطوا من رحمة الله” از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/۵۳)
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: “فاذکرونی اذکرکم” منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: “و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا” تو چه می*دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳)
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: “واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله” کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/۱۰۹)
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده*ات هستم و ظرف صبرم کوچک است… یک اشاره* کنی تمامه!
گفت: “عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم” شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/۲۱۶)
گفتم: “انا عبدک الضعیف الذلیل…” اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: “ان الله بالناس لرئوف رحیم” خدا نسبت به همه*ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/۱۴۳)
گفتم: دلم گرفته
گفت: “بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا” (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/۵۸)
روح انسان نیز مانند جسمش که با غذایی فاسد مسموم میشود با امور دنیوی آلوده و سپس مسموم میشود و اگر به فریادش نرسی میمیرد بله درست خواندید میمیرد
پوستر نهم دی ماه روز تجلی شور و شعور ٬ روز بارش باران بر غبار فتنه
روز نجات دوباره انقلاب با قطرات خون حسین(ع)
علامه محمد تقی جعفری می گفتند:
-عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
ما برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه ی آن است. اما معیار ارزش انسانها در چیست؟ هر کدام از جامعه شناسان صحبت هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند. وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد.کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست.
علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.وقتی تشویق آن ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم:
عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» /
«ارزش هر انسانی به اندازه ی چیزی است که دوست می دارد».
وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .
حضرت علامه در ادامه می گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می آید؟ در واقع می فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است!
یکی از مهمترین عبرتهای عاشورا مساله "عاقبت به خیری" است؛ سی هزار نفر آدم به ظاهر خوبی که یکجا عاقبت به خیر نشدن و قیامتشون رو به آتش کشیدن..
امیر المومنین(ع) نگران عاقبت به خیریشون بودن؛ وقتی شمشیر به فرق مبارکشون اصابت کرد، فرمودند: "فزت" یعنی رستگار شدم..
در آخرالزمان فتنه ها فراوانند؛ چرا حضرت امیر فرمودند بیشتر مردم دینشون رو از دست میدن؟ چرا عاقبت به خیری اینقدر مساله پیچیده ای هست؟
..........................................................................................بقیه در ادامه مطالب
برنامه های "عقل" را "نفس" با بهانه جویی لغو می کند البته به تاخیر هم راضی می شود تا بعدا لغوش کند.!!!
